(طنزک عیدانه سال 99)

این قسمت

(سالی که نکوست از بهارش پیداست)

همانطور که همه درجریان هستید،دانشمندان یا بهتر بگم اخترشناسان که پیش بینی می کنند که چه سالی مربوط به چه حیوانی است؛آنها چند سالی می شود که پیش بینی هایشان کاملاً با آن حیوانها مطابقت کرده؛ مثلاً یک سال مربوط به میمون بود وآن سال ،البته بلا نسبت آدمها مثل آنها برای انتخاب شغل از این شاخه به آن شاخه می پریدند،یا یک سال دیگه هم بود،که سال سگ بودوهمه به جان یکدیگرافتاده بودند؛ و سالهای دیگرهم به ترتیب سال خوک که آنسال سیل آمدو همه در گل ولای خانه ها وجانشان را از دست دادند؛حال نوبتی هم باشِ نوبت امسال که سال موش هست و همۀ ما از ترس مبتلا نشدن به ویروس کرونا البته گفتم که بلا نسبت مثل موش توخونه هایمان پنهان شده ایم؛البته پنهان،پنهان که نه گه گداری برای خرید مایحتاج خانه از لونه هامون در می آییم وکمی آذوقه در خانه های خود برای روز مبادا که حالا باشد جمع می کنیم ؛البته اینجوری که پیش می رود احتمال اینکه تا آخر سال بدین منوال بگذرد هست ؛خدا بداد همۀ ما برسد،که چه در انتظارمان باشد؛شاید هم آخر زمان شده باشد ،آدم از فردای خودش که خبر ندارد. آخه برای این گفتم آخر زمانِ که این ویروس در تمام جهان پخش شده واینکه بلایای طبیعی هم از قبل بوده وهست وخواهد بود واین تمامی ندارد ؛خدا خودش به ما رحم کند.به امید سالی بی خطروپر برکت وسلامتی کامل برای همۀ مردم جهان.




طبقه بندی: طنزک عیدانه 99،  داستان با ضرب المثل، 
برچسب ها: طنزک، عیدانه، 99، طنزک عیدانه، عید، سال، موش،  

تاریخ : پنجشنبه 14 فروردین 1399 | 07:30 ق.ظ | نویسنده : زهره امراه نژاد | نظرات

(سالی که نکوست از بهارش پیداست)

امسال یعنی سال 98نماد خوک است به نظر من چون خود خوک حیوان کثیفی هست وهمیشه در آب گل آلود شستوشو میکند... خدا هم خواسته که(البته ببخشید که این را میگویم)ما هم یه جورائی تو آب گل آلود که همان سیل هست شستشو کنیم تا یه جورائی گناهانمان  را با این آب گل آلود از بین ببریم...چون خدا دیده که گناهانمان با آب زلال پاک نمیشود بناچار در همه شهرهای ما سیل را جاری کرده است وبنابراین همه گناهکاران وهمچنین بی گناهان باهم در این بلا سوختند چون از قدیم  میگفتند(خشک وتر با هم می سوزد) حال بی گناهان هم باید به ساز گناهکاران بسوزند و بمیرند ...خدا تا آخر سال به همه ما رحم کند...ما باید حساب کار خودمان را بکنیم تا به بلا های آسمانی دچار نشویم... تا آنجا که من یادم میاد سال خوک نماد ثروت بوده ولی حالا چی؟!...ثروت که به مردم نداد هیچ بلکه حتی جان و مالشان را هم ازشان گرفت ...البته باید دانست که اینجور بلایا ی آسمانی مثل سیل و زلزله یک امر طبیعی ست...ولی نمیدانم چرا این بلا چندین سال گریبان ملت ما را میگیرد شاید در کشور ما گناه زیادتر از کشورهای دیگر هست ویا چیز دیگری در کار هست که ما بی خبریم خدا عالمست... فقط از خدا میخواهم که عاقبت همۀ ما را ختم به خیر کند به امید زندگی بهتر...  




طبقه بندی: مشکلات جامعه، 
برچسب ها: مشکلات جامعه، مشکل، جامعه، سیل، سال، 98، خوک،  

تاریخ : پنجشنبه 15 فروردین 1398 | 09:08 ق.ظ | نویسنده : زهره امراه نژاد | نظرات

(امان از عید)

امان از عید

امان ازعیدوخانه تکانیش...همانطور که خانوم های عزیز می دانند از دو ماه جلوتر که به عید مانده همۀ ما شروع میکنیم به خانه تکانی... البته نه اینکه خانه را فقط عیدها تمیز کنیم ...نه اینطور نیست بلکه برای سال نو خودمان را آماده میکنیم...واین فقط یه اصطلاح است ...که قد یمیها میگفتند که با آمدن سال نو همه چیز نو میشه پس ما هم کدورتها وناراحتیهامون رو با این کار میریزیم دور واز اول ارتباطمان را با همه به خوشی شروع میکنیم...در ضمن البته بعضی از خانومها هستند که در کارهایشان مکر زنون از خود نشان میدهند...یعنی بعضی ها با توپو،تشرو بعضی دیگر با خواهشو،تمنا وبضی دیگه هم خودشان را به مریضی میزنند تا با این کار دل شوهرشان را به رحم آورند.

 (البته از خانومهای محترم خیلی عذر خواهی میکنم ...ولی واقعیتها رو باید گفت) تا در نظافت خانه به آنها کمک کنند؛البته این روشها قدیمی شده فقط تنها راهش این است که برای این کاراز یک کارگر حالا چه مرد باشه چه زن فرقی نمیکند استفاده کرد،وآقایون هم مجبور میشوند که قبول کنند؛البته اگه مرد خسیس از آب دربیاد ونخواهد پولی به کارگر بدهد ...خودش باید تن به کاربدهد واگه آدم دستو دلبازی باشه که تا دینار آخر به کارگرباید پول بدهد که هم خود وهم خانومش در امان بمانند...وخلاصه که وقتی خانه تکانی آنهم بعد از این مراحل ها به اتمام برسد(البته اگه خودتان دست بکار شوید که حدوداً دو ماه تمام میشود واگه کارگر انجام بدهد که2 یا3 روز کارها تمام میشود)؛حالا بگذریم از این مقولات خانه تکانی... بریم سر دید وبازدید عید، آنهم چه دید و بازدیدی...که آنهم زحماتش را باید خانومها متحمل شوند وکمی هم نصیب آقایون میشه وبچه ها هم که کلاً نخودیند وفقط بخورو بریزو بپاش بلدند وهمچنین با بچه های فامیل یه گروه شده وخانه را زیرورو میکنند... وبماند که بعد ازرفتن مهمانها چه مشقتی را خانومها باید تحمل کنند...تازه بعد از آن مهمانهای بعدی...وبعدی یکی پس از دیگری به خانه شما هجوم میاورند...وگفتیم در این گیرو دار آقایون هم بی نصیب نمی مانند آنهم اینه که...اول باید از مهمانها پذیرائی کنند ودر آخر هم باید به بچه های آنهاعیدی بدهند...آنهم اسکناسهای تا نخورده که واقعاً از تمیزی ونوئی بویش از دو فرسخی پیداست ؛ تقدیم آنها بکنند...آدم دلش برای این اسکناسهای بی چاره میسوزد که به دست این بچه های شیطون که از قبل دستشون تا آرنج توی ظرفهای شیرینی وشکلاتها وآجیل ها بوده و خدا میدونه به چه روزی میافتند؛ تا اون اسکناسها ی بی چاره به قلکشان برسه هزار بلا سرشون میاد .از این موضوع هم گذشته بقول آقایون بریم سر انتقام گرفتن وحالا نوبتی هم باشه نوبت اونهاست که به دیدو بازدید مهمانها بروند...وآنها به بچه های خود یاد میدهند تا جائی که میتوانند آنقدر بخورند تا به مرزترکیدن برسند...ودر ضمن عیدی گرفتن را فراموش نکنند...وخودشان هم دست بکار میشوند...وبعد هم معلومست دیگر...آنها سر از بیمارستان در میاورند وعید خود وخانواده اشان را خراب میکنند...وتازه پای آبرویشان هم در میان هست که میزبان دربارۀآنها چه فکرها که نمیکند؛لطفاً در ایام عید بفکر تلافی یا انتقام گرفتن از همدیگر نباشید وعید را به خود ودیگران تلخ نکنید وبگذارید که سال نو خوبی را در پیش روی هم ودر کنار هم داشته باشید.




طبقه بندی: عیدانه،  طنز،  داستان کوتاه، 
برچسب ها: امان، عید، نوروز، سال نو، 1398، سال، خانه تکانی،  

تاریخ : شنبه 18 اسفند 1397 | 09:28 ق.ظ | نویسنده : زهره امراه نژاد | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • وب سه راهی
  • وب قالب وبلاگ
  • وب سرکه
  • وب آموزش کامپیوتر
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات