(اوقات فراغت سه پسر)

زهره امراه نژاد

من اسمم سروش و با دو دوست دیگرم، سیامک و سیاوش  همیشه تابستان که می شد و مدرسه ها تعطیل می شد دو هفته اول تعطیلات تابستانی را با هم برای وقت گذرانی در محله مان  فوتبال بازی می کردیم یک هفته بعد را هم هفت سنگ و یک هفته بعد را هم به تیله بازی می پرداختیم البته ما سه نفر تنها نبودیم بلکه تمام بچه های محل را هم جمع می کریدم و این سه ماه تعطیلی را هر ماهش را به بازی های جور واجور می گذرانیدم و از این کار هم راضی بودیم تا اینکه یک روز خانواده ای که معلوم بود از شهر به روستای ما آمده بود به محله ما آمد . البته با این که پسرشان شهری بود ما پیش خود فکر می کردیم که او حتماً خودش را برای ما خواهد گرفت و ممکن برای ما به علت اینکه شهری است (خودشو طاقچه بالا بذاره) ولی اینطور نبود هم خودش و هم خانواده اش خیلی آدم ها خوبی بودند و مدام به ما احترام می گذاشتند و اگر هم به کمک احتیاج پیدا می کردیم آنها اولین نفر بودند که به همه کمک می کردند.

خلاصه یکروز البته از تعطیلات تابستانی آمد و پیشنهادی به ما داد و گفت: بهتر نیست اوغات فراغتمان را بیهوده حدر ندهیم و از آن به نحو احسن استفاده کنیم؟!

منهم گفتم: خب مثلاً چیکار کنیم؟!...

گفت: به نظر من به کلاس های فنی حرفه ای رفته و کارهای فنی یاد بگیریم تا در آینده بتوانیم از این کارها پول در بیاوریم هم چیزی یاد می گیریم و هم بی کار نمی مانیم.

ما اولش با نظر او مخالفت کردیم ولی بعد که خوب فکر کردیم دیدیم بد هم نمی گوید هم یه حرفه ای یاد می گیریم و هم پولی در میاوریم ... بنابراین باکاراش موافقت کردیم . با اینکه اولش تو کار خیلی خرابکاری می کردیم و جنس هائی که استاد ها برای یادگیری در اختیارمون می گذاشتند و داغونشون می کردیم ، ولی در آخر کارها را خوب یاد گرفتیم . البته آن سال نتوانستیم پولی دربیاوریم ولی در سال های دیگر اولش برای هم محله ای ها مثلاً ماشین لباس شوئی و یا جاروبرقی و حتی سماور برقی یا گازی را برایشان تعمیر می کردیم و پول کمی می گرفیتم و از سال های بعد وقتی به سن قانونی رسیدیم و درسمان هم تمام شد هر سه یه مغازه اجاره کردیم و مشغول به تعمیر هر نوع ماشینی که قبلاً برایتان گفتم شدیم واتفاقاً حسابی کارمون گرفت و پولدار شدیم و بعد ها هرکدام جداگانه برای خود مغازه ای اجاره کرده و به کارمان ادامه دادیم.




طبقه بندی: داستان کوتاه، 
برچسب ها: داستان، مدرسه، فنی حرفه ای، فنی، حرفه ای، دوست، پسر،  

تاریخ : سه شنبه 6 اسفند 1398 | 08:30 ق.ظ | نویسنده : زهره امراه نژاد | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • وب سه راهی
  • وب قالب وبلاگ
  • وب سرکه
  • وب آموزش کامپیوتر
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات